|
ما به خودمان مربوطیم، پشت سرمان حرف است، هوای بد است، حدیث است ، ما از پی رد پای باد نرفته ایم، نمی رویم. ما دوست داریم،می رویم کنج یک جای دور،رویاهامان را یواشکی برای هم شبیه ترانه می خوانیم. ما به خودمان مربوطیم. زیر باران نشسته ایم طوری که دیگری فکر می کند ما داریم رو به دریا گریه می کنیم... مارا نیازی به مخموری نیست و روزگار نمی چرخد جز به کاممان! آمده ام که بگویم اینجا کسی شاعر نیست .خوشم که مینویسم...
|